سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کوثر ولایت

آواره بودم وآواره تر شدم

    نظر

آواره بودم آواره ترشدم

بسم رب الحسین

 

 

خدا خواست و ماهم رفتیم کربلا و برگشتیم

آواره بودم  و آواره تر شدم

روزهایی که 10روز پیش از عمرم ورق خورد زرین ترین ورق های زندگیم شدند

حسین (ع) را موقع حداحافظی از همکارانم شناختم که مغرورترین افرادی که وقتی می فهمیدند دارم زائر کربلا میشوم از جلوی پایم بر میخواستند و اظهار تواضع می کردند

کینه توز ترین دیگر کینه اش فراموش می شد و میگفت حلالم کن ای عازم کربلا

دیگر این من تنها نبودم که داشتم می رفتم کربلا هزاران دل وروح بدرقه ام میکرند

وقتی که پاهایم به خاک کربلا رسیدند دیگر چشمها و گوشها و قدمهایت دیگر نذر امام حسین میشوند

و آنوقت طعم واقعی شعر محتشم را به جان وروح می چشی

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

 


عزای بی ریای حسین (ع)

    نظر

 

یا حسین (ع)

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین


ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم

بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین

بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سربه قاچ زین نهاد این راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سرکند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون

دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین

ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین

شهریار


کمال فاطمه

    نظر

حرم بانو

 

خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه

نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه

گرچه شهر قم شده گنجینه علم وادب

قطره ای باشد ز دریای کمال فاطمه

 

میلاد نور دیده رضا ،کعبه دلها،حضرت معصومه (س)خجسته باد